دید انسان ها
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها
چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها
کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوز شکوفاست بین آدمها
کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند
غروب زمزمه پیداست بین آدمها
چه می شود همه از جنس آسمان باشیم
طلوع عشق چه زیباست بین آدمها
تمام پنجره ها بی قرار بارانند
چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها
به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو
دلت به وسعت دریاست بین آدمها
ما را میگردند
میگویند همراه خود چه دارید؟
ما فقط
رویاهایمان را با خود آوردهایم.
پنهان نمیکنیم
چمدانهای ما سنگین است
اما فقط
رویاهایمان را با خود آوردهایم .
سید علی صالحی
فریاد
بزن که کربلا ماتم نیست
میراث حسین، درد و داغ و غم نیست
من زنده بودم، اما: انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها ، تنها به جرم اینکه -
او سر سپرده می خواست، من دل سپرده بودم
یک عمر میشد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر ، وقتی غروب می شد
گویی به جای خورشید ، من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد - وقتی غروب می شد -
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
محمد علی بهمنی
هرکسی را که میخواهیم نمی توانیم در قلبمان جا بدهیم (یعنی ما دعوتنامه را صادر میکنیم؛ بقیه اش به مهمان بستگی دارد)؛ چون آن شخص هم باید خودش بخواهد و بتواند با خودش کنار بیاید که برای ماندن در این قلب چه چیزهائی را باید کنار بگذارد؛ یعنی سبکبار بیاید تا راحت باشد وگرنه مشغول حمل و جادادن بارش می شود و از میهمانی قلب جا می ماند!

((دله دزد یا خمیر منو میدی یا با چماق میزنم تو سرت))
منو میگی چشام چهار تا شد بهش با عصبانیت گفتم این حرفارو از کجا یاد گرفتی؟!
به تلویزیون اشاره کرد.منم شبکه خبر رو قفل کردم که با این تهاجم مقابله کنم!!!


به لقمان گفتن ادب از که اموختی؟گفت بزن شبکه خبر
چرا اين نفت لاكردار براي ما ضرر دارد؟
خدايا هر كسي از وضع اين كشور خبر دارد
تو گويي پيش ما بيچارگان ارث پدر دارد
نميدانم چرا اين نفت لاكردار بوگندي
براي ديگران زر بهر ايراني ضرر دارد
شبي طفل يتيمي گفت با قلبي پر از ماتم
كه مادر جان چرا طفل فلاني سيم و زر دارد
چرا من چايي خود را خورم با كشمش و خرما
ولي طفل حمار السلطنه قند و شكر دارد
چرا كس اعتنايش نيست بر ناله هاي من
ولي فرزند همسايه هزاران ناز خر دارد
بگفتا جان مادر خانه و سرمايه و ماشين
براي سينه ما مردم مفلس ضرر دارد
امروز روز ملی کرمانشاه بود،نه بخاطر شیرین و فرهاد و این حرفا نه بخاطر یه تعداد عاشق واقعی که حتی تو قصه هام همتا ندارن
این مطلبم گذاشتم نه بخاطر اینکه شهر خودمه و چه حرفا که درباره امروز خوندم و شنیدم
تقدیم به همه اونا که شاید الان جزء مستضعفینن اما یه روزی ملت غیور بودن،اونا که فروغ جاویدان رو مرصاد کردن و صداشون در نیومد
انقلاب شکر در کوبا/ژان پل سارتر
غوغای روحانی نگر
سیلاب ربانی نگر
خورشید ربانی نگر
مستان سلامت میکنند

فقط یه چیز برنده همه هستن حالا که ما پیشیم و ایشاله برنده، بگم که خس و خاشاک نداریم و هر کی با هر رای و سلیقه ای عزیز و محترمه
دقت کردید بعضی استادا شبیه رونالدینهو هستن یه طرف رو دارن نگاه میکنن ها اما به یه طرف دیگه مثبت یا منفی میدن!؟!
یه جورایی end تکنیکن
(در ضمن رنگم حال کننننننن!!!!)
توی جالیز خود جا مانده ام
در کلاس کوچک آمادگی می گذارم
قلب خود را بی صدا
لا به لای لحظه های بی کسی
راه حل دوستی از حفظم است
جمع لبخند و دل و آیینه ها
مهربانی ضرب در چشمانمان
قلبها منهای بخش کینه ها
جزوه پروانه ها در دستم است
شعر گل را رونویسی می کنم
ابر را از آسمان کش می روم
در خیالم پنبه ریسی می کنم
یک سبد گل را تقلب می کنم
پشت گلها می نویسم آشتی
ناگهان دستی به پشتم می خورد
صفر اخراجی تقلب داشتی
با عرض سلام و خسته نباشید حضور دانشجویان گرامی
به استحضار می رساند که جمعی از دانشجویان و فارغ الاتحصیلان رشته ی تغذیه سراسرکشور با همکاری اساتید سعی در ایجاد تحولاتی بنیادین در رشته ی تغذیه را دارند، نظر به اینکه این اقدامات بدون حمایت اساتید ،دانشجویان و زحمت کشان این قشر امکان پذیر نیست لذا از استاد محترم تقاضای همکاری و همراهی با این دانشجویان و همچنین فعالیت در این زمینه در استان خویش و همچنین رسانه ای کردن و نهایتا اجرایی شدن این تحولات را داریم
متن نامه ارسالی و تغییرات پیشنهادی به وزیر بهداشت در پیوست این پست الکترونیک است
از دانشجویان عزیز تقاضامندیم در راستای اجرایی شدن این طرح و رسانه ای شدن موضوع اهتمام ورزند
باتشکر
متن نامه ی ارسالی:
وزیر محترم بهداشت،درمان و آموزش پزشکی
جناب آقای دکتر طریقت منفرد
سلام علیکم
احتراما به استحضار می رساند ما جمعی از دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی رشته تغذیه دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور در طی این نامه خواستار احقاق حقوق دانشجویان این رشته و شناساندن هرچه بیشتر این رشته در بیمارستانها،کلینیک ها ودر جامعه می باشیم به طوری که درخور شان فارغ التحصیلان این رشته باشد که عقب افتادن این تغییرات، بی انگیزگی فارغ التحصیلان و دانشجویان این رشته خواهد شد لذا:
درخواست های کلی ما از مقام مسئول محترم به صورت ذیل است
1- تلاش در جهت ارتقاء مقطع رشته تغذیه از کارشناسی علوم تغذیه به پزشک تغذیه در مقطع دکترای حرفه ای در کنکور سراسری برای خدمات شایسته تر این قشر به مردم و جامعه و گذاشتن امتحان جامع علوم پایه بعد از گذراندن ۴ ترم تحصیلی در جهت آمادگی و سواد بیشتر و حذف تدریجی رشته ی کارشناسی و ارشد تغذیه و علوم بهداشتی در تغذیه
2- گنجاندن دروس فارماکولوژی بیشتر در مقطع کارشناسی و گنجاندن ۲واحد در مقطع ارشد و حداقل ۴واحد در مقطع دکترای تخصصی
3- گرفتن حق تجویز آزمایش توسط کارشناس و پزشک تغذیه و همچنین تجویز بعضی از داروهای شیمیایی مرتبط با تغذیه با پوشش دادن کلیه ی بیمه ها و همچنین تبدیل کردن حق ویزیت تغذیه به مشاوره تغذیه و بهبود تعرفه های تغذیه ای ،برای خدمات شایسته تر و آزادتر توسط این قشر به مردم عزیز ایران اسلامی
4- اضافه کردن دروس بیماریهای داخلی و همچنین بیماریهای داخلی ومتابولیک مرتبط با تغذیه به سر فصل آموزشی مقاطع مختلف رشته ی تغذیه و رژیم درمانی
5- راه اندازی بخش های تغذیه و رژیم درمانی در تمام بیمارستان ها حتی بیمارستانهای شهرهای کوچک و افزایش واحدهای کارآموزی و کارورزی تغذیه در بیمارستان ها و مراکز بهداشتی و کار کردن آن ها بطور مستقل در بخش های تغذیه و سایر بخش ها بطوری نیاز به آنها (پزشک تغذیه) واقعا احساس شود.
6- تشکیل دوره ی های دکترای تخصصی در رشته های متعدد مانند اپیدمیولوژی تغذیه،سیاست گذاری غذا و تغذیه،تغذیه جامعه و تغذیه و رژیم درمانی بعد از گذراندن دوره ی دکترای حرفه ای
7-منع کردن شرکت رشته های دامپزشکی ،کارشناسی ارشد صنایع غذایی و دامپروری برای شرکت در مقطعph.d تغذیه برای تخصصی شدن رشته و بر حق بودن لفظ متخصص تغذیه برای فرد دارای مدرک دکترای تخصصی و همچنین منع شرکت رشته های به غیر از علوم تغذیه در مقطع کارشناسی ارشد
من الله توفیق
باتشکر:دانشجویان تغذیه اردیبهشت۱۳۹۲
لەکاتی باران باریندا گەرامەوە بۆ ماڵەوە :
براکەم ووتی :
بۆچی چەترەکەت لەگەڵ خۆت نەبردووە?
... خوشکم ئامۆژگاری کردم و
ووتی
:
بۆچی
چاوەرێت نەکرد تابارانەکە ئەوەستا?
باوکم بەتوورەیی
ووتی
:
تانەخۆش
نەکەویت تێناگەی
بەڵام
دایکم لەکاتی قژ ووشک کردنەوەمدا ووتی :
دڵۆپە بارانی
خۆشەویست
نەئەکرا بوەستاباییت تا مناڵەکەم ئەگەرایەوە
ماڵەوە
♥”
بۆیە
منیش هەتا مردن ئەڵێم :
خۆشم دەوێی دایکە گیان
ترجمه
هنگامی که باران می بارید به خانه برگشتم
برادرم گفت:
چرا چترت رو با خودت نبردی
خواهرم نصیحتم کرد و گفت:
چرا منتظر نموندی تا بارون بند بیاد؟
پدرم با عصبانیت گفت:
تا مریض نشی نمیفهمی
اما
مادرم در حالی که موهامو خشک میکرد گفت:
قطره ی باران عزیز نمیشد بایستی تا فرزندم به خانه برگردد
و من برا اینه که میگم:
تا مردن دوستت دارم مادر جان