.....
آدمی که همش پای نِته،مریضه مریــــض!

مریض هم همونطور که میدونید روزه بهش واجب نیست

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست اضطراب و دیدن و نادیدن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است زندگی کوشش راهی شدن است از تماشاگه آغاز حیات... تا به جایی که... خدا می داند...
زندگی در جریان است!زندگی امتحان ریشه هاست...ریشه هرگز! در مسیر باد نیست!
برای روشنی است که می نویسم
اگر همیشه و همه جا
تاریک بود
هرگز نمی نوشتم.
با عرض سلام و خسته نباشید حضور دانشجویان گرامی
به استحضار می رساند که جمعی از دانشجویان و فارغ الاتحصیلان رشته ی تغذیه سراسرکشور با همکاری اساتید سعی در ایجاد تحولاتی بنیادین در رشته ی تغذیه را دارند، نظر به اینکه این اقدامات بدون حمایت اساتید ،دانشجویان و زحمت کشان این قشر امکان پذیر نیست لذا از استاد محترم تقاضای همکاری و همراهی با این دانشجویان و همچنین فعالیت در این زمینه در استان خویش و همچنین رسانه ای کردن و نهایتا اجرایی شدن این تحولات را داریم
متن نامه ارسالی و تغییرات پیشنهادی به وزیر بهداشت در پیوست این پست الکترونیک است
از دانشجویان عزیز تقاضامندیم در راستای اجرایی شدن این طرح و رسانه ای شدن موضوع اهتمام ورزند
باتشکر
متن نامه ی ارسالی:
وزیر محترم بهداشت،درمان و آموزش پزشکی
جناب آقای دکتر طریقت منفرد
سلام علیکم
احتراما به استحضار می رساند ما جمعی از دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی رشته تغذیه دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور در طی این نامه خواستار احقاق حقوق دانشجویان این رشته و شناساندن هرچه بیشتر این رشته در بیمارستانها،کلینیک ها ودر جامعه می باشیم به طوری که درخور شان فارغ التحصیلان این رشته باشد که عقب افتادن این تغییرات، بی انگیزگی فارغ التحصیلان و دانشجویان این رشته خواهد شد لذا:
درخواست های کلی ما از مقام مسئول محترم به صورت ذیل است
1- تلاش در جهت ارتقاء مقطع رشته تغذیه از کارشناسی علوم تغذیه به پزشک تغذیه در مقطع دکترای حرفه ای در کنکور سراسری برای خدمات شایسته تر این قشر به مردم و جامعه و گذاشتن امتحان جامع علوم پایه بعد از گذراندن ۴ ترم تحصیلی در جهت آمادگی و سواد بیشتر و حذف تدریجی رشته ی کارشناسی و ارشد تغذیه و علوم بهداشتی در تغذیه
2- گنجاندن دروس فارماکولوژی بیشتر در مقطع کارشناسی و گنجاندن ۲واحد در مقطع ارشد و حداقل ۴واحد در مقطع دکترای تخصصی
3- گرفتن حق تجویز آزمایش توسط کارشناس و پزشک تغذیه و همچنین تجویز بعضی از داروهای شیمیایی مرتبط با تغذیه با پوشش دادن کلیه ی بیمه ها و همچنین تبدیل کردن حق ویزیت تغذیه به مشاوره تغذیه و بهبود تعرفه های تغذیه ای ،برای خدمات شایسته تر و آزادتر توسط این قشر به مردم عزیز ایران اسلامی
4- اضافه کردن دروس بیماریهای داخلی و همچنین بیماریهای داخلی ومتابولیک مرتبط با تغذیه به سر فصل آموزشی مقاطع مختلف رشته ی تغذیه و رژیم درمانی
5- راه اندازی بخش های تغذیه و رژیم درمانی در تمام بیمارستان ها حتی بیمارستانهای شهرهای کوچک و افزایش واحدهای کارآموزی و کارورزی تغذیه در بیمارستان ها و مراکز بهداشتی و کار کردن آن ها بطور مستقل در بخش های تغذیه و سایر بخش ها بطوری نیاز به آنها (پزشک تغذیه) واقعا احساس شود.
6- تشکیل دوره ی های دکترای تخصصی در رشته های متعدد مانند اپیدمیولوژی تغذیه،سیاست گذاری غذا و تغذیه،تغذیه جامعه و تغذیه و رژیم درمانی بعد از گذراندن دوره ی دکترای حرفه ای
7-منع کردن شرکت رشته های دامپزشکی ،کارشناسی ارشد صنایع غذایی و دامپروری برای شرکت در مقطعph.d تغذیه برای تخصصی شدن رشته و بر حق بودن لفظ متخصص تغذیه برای فرد دارای مدرک دکترای تخصصی و همچنین منع شرکت رشته های به غیر از علوم تغذیه در مقطع کارشناسی ارشد
من الله توفیق
باتشکر:دانشجویان تغذیه اردیبهشت۱۳۹۲
وقتی که دلت غمگین است،
بر دلت بارِ غمی سنگین است
یا تک و تنهائی
چهرهات از غم اندوه کسان پر چین است
بازهم غصه نخور!
عاشقان میدانند؛
زندگی شیرین است!
“عشق همسایهی دیوار به دیوار خداست”
سنگ این خانه بهمراهی ما پا برجاست
با نم بارانی
زردی چهرهی دشت
سبز و شاداب چو گل خواهد گشت
جویبارش به درازای رسیدن جاریست
رویش دانهی جان منتظر همیاری است
وقت آزادگی و پرواز است
گوش کن! خانه پر از آواز است
زندگی زندان نیست
ذرهها جان دارند،
هرکسی خواهد دید!
رویش سبزی این مزرعه در آغاز است
اینجا قفس با آسمان فرقی ندارد
امروز و فردا بی گمان فرقی ندارد
وقتی غروری نیست تا آتش بگیرد
خاموش یا آتشفشان فرقی ندارد
اینجا و آنجا هر کجا باشی همین است
هرجا که باشی آسمان فرقی ندارد
وقتی که این کشتی ندارد ناخدایی
بی بادبان با بادبان فرقی ندارد
تا نزد مردم یاسمن بی شاخه زیباست
هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد
وقتی برای مرده بودن زنده هستیم
گهواره با تابوتمان فرقی ندارد

ابراهیم تهامی از بازیکنان اسبق تیم فوتبال ایران که در برنامه ۹۰ حضور پیدا کرده بود، با اظهارات جنجالی خود خبرساز شد. ایشان مدعی شده بود که خیلی ها را آقای گل کرده و دیگه بازیکنی مثل وی ظهور نخواهد کرد!از افتخارات دیگر ایشون دریبل زدن ۱۴!بازیکن در یک حرکت است. از این رو لیونل مسی برای عرض ارادت به ایشون بعد از به ثمر رساندن گل، تصویر ایشون رو زیر پیراهن خودش نشون داد!

ســـــــــــــــــاکت که می مانی...
میگذارند به حساب جواب نداشتنت!
عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جان میکنی
تا حرمــــــــــــــــــــــ ــــــــــتهـا را نگه داری...
خبر رسید که آمد به سر، گرانیها
که کرد از سرِ مردم گذر ،گرانیها
کناره کرد ز شهر و ز ترس مسئولان
فرار کرد به کوه و کمر ،گرانیها
دوباره مرغ نشان داد روی خوش ما را
رها شدیم از آن مایه سرگرانیها
ز خواب ناز به ناگه پریدم و دیدم
هنوز بیحس و منگیم در گرانیها
وزیر خواست که اقدام عاجلی بکند
سه بار گفت ز جان: «مرگ بر گرانیها!»
درآمد از کف بنده درآمد و پر زد
که اینزمانه در آرد پدر ،گرانیها
ز بانک و دوست بسی وام و قرض بستاندم
مگر کمی بشود بی اثر، گرانیها
نه وام، چارۀ ما شد، نه وجهِ دستی ما
«کفاف کی دهد این بادهها به مستی ما؟!»
به نظر من آدمها دو دسته هستن :
يا از من پولدارترن که بهشون ميگم مال مردم خور و ... يا بي پول ترن که بهشون ميگم گشنه گدا و ... يا بهتر از من کار ميکنن که بهشون ميگم خرحمال و ... يا کمتر کار ميکنن که بهشون ميگم تنبل و ... يا از من سرسخت ترن که بهشون ميگم کله خر و ... يا بي خيال ترن که بهشون ميگم ببو و ... يا از من هوشيارترن که بهشون ميگم پرافاده و ... يا ساده ترن که بهشون ميگم هالــو و ... يا از من شجاع ترن که بهشون ميگم بي کله و ... يا از من محتاط ترن که بهشون ميگم بي عرضه و ... يا از من دست و دل باز ترن که بهشون ميگم ولخرج و ... يا اهل حساب و کتابن که بهشون ميگم خسيس و ... يا از من بزرگترن که بهشون ميگم گنده بگ و ... يا کوچيکترن که بهشون ميگم فسقلي و ... یا از من مردم دار ترن که بهشون ميگم بوقلمون صفت و... يا رو راست ترن که بهشون ميگم احمق...
کلا معيار همه چيز من هستم و نه حقيقت
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . .
به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !
قوم معتادان ترامادول فروشی می کنند
عارفان از صبح تا شب مل فروشی می کنند
عده ای گنجشک خر بلبل فروشی می کنند
توی این بازار بس بنجل فروشی می کنند
مـا باده می زنیم و شمــا دست می زنی؟
ای شیخ! گوشه ها به من مست می زنی
مخمور و بی طهارت و لاقید و بی نماز...
هر طعنه ای که باشد از این دست،می زنی
ما را مزن که خود به خفا می زنی و گاه
یک بست نیز صورت اگر بست، می زنی
تـــا گشتِ محتسب برسد، از پی لگد-
حد نیز بهــر مست به پیوست می زنی
زیر قبای من به خدا جام باده نیست
بهر خدا ببین به کجا دست می زنی!
افراط باده نوشی مــــــا را به دل مگیر
توی سبــو هنوز کمی هست،می زنی؟!
عمرِ دلِ خود تباه نتوانم کرد
در حقّ وی اشتباه نتوانم کرد
با قلب ضعیف خویش ای مرغ عزیز!
بر قیمت تو نگاه نتوانم کرد!
فردا روز تولد من است...
یک روز معمولی مثل بقیه روزها... و من با فردا 20 بار به دور خورشید چرخیده ام...
روز تولد من البته فقط برای من کمی با بقیه روزها تفاوت دارد.
فردا من اولین اشکهام رو ریختم وقتی دیدم که چقدر زمین پر از ملال و زشتیه
روز قبل از تولدم را کاملا یادم می آید! با خودم می گفتم جایی امن تر و راحت تر از اینجا نیست. با خدا چانه می زدم که خدایا بگذار یا اصلا نروم یا دیرتر بروم. اما گفت نمی شود. دنیا حساب و کتاب دارد. باقی حرفهایش یادم نیست. حتی یادم نیست چه قولی به خدا داده ام ولی می گویند قولهای اساسی داده ام. حتی سفت و سخت تر از قولهای رییس جمهور به مردم!
دوست داشتم بمانم و بخوابم. یا کتاب بخوانم و فکر کنم. غذا هم به قدر کافی بود. چون خدا بنده ای را بدون روزی رها نمی کند.اما حالا 20 سال از آن روز گذشته و من باید دوباره بیدار شوم و حسرت یک خواب راحت را داشته باشم.
فردا روز تولد من است!
وقتی من به دنیا آمدم همه میخندیدند و من گریه می کردم ؛ خدایا کاری کن هنگام مرگ من بخندم و دیگران بگریند....
آدميست ديگر!
يک روز حوصله هيچ چيز را ندارد
دوست دارد بردارد خودش را بريزد دور.

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم.
همان یک لحظه اول ،
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،
بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.
میلاد مرتضی اسدالله حیدر است
جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است
زوجی برای فاطمه حق آفریده است
این زادروز همسر زهرای اطهر است

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت
و سخاوت و شجاعت ،
اسدالله الغالب ، علی بن ابیطالب
و روز پدر
مبارک باد . . .
تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سرداشتن
در بهشت آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
صبح از بام جهان چون آفتاب
روی گیتی را منور داشتن
شامگه چون ماه رویا آفرین
ناز بر افلاک اختر داشتن
چون صبا در مزرع سبز فلک
بال در بال کبوتر داشتن
حشمت و جاه سلیمانی یافتن
شوکت و فر سکندر داشتن
تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن
که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است .
روز مادر مبارک