نامه به او

در جایی زیستم که بزرگترین  جرم نابخشودنی عشق است .عشق که عداوت برانگیزترین  شوق به قریب ترین انسان وبه خویشتن خویش است عشقی که گفتنش تورا به مسلخ ونابودی تن می برد ونگفتنش تورا به قعر شکنجه گاه روح می اندازد .با خود این روزها می اندیشم عجب واژه سختی است زیبایی ولذت دوست داشتن انسانی دیگر ودر عین حال تلخی وتنهایی در نبودنش دلتنگی وشوقش دیدنش وحتی جنون ندیدنش که تورا به انتهای دنیایت  می رساند .آنان که مرا با تو مواخذه می کنند وهستی مرا باسخنانشان تهدید می کنند .آنان ماوای تنهایی  وآرامششان خانه ها وکوله های قصر نماشان بیش نیست آنان درکشان از انسان چیزی جز مرگ ونیستی وزندگی در شهوت  وهوس نیست آنان بی دلتنگی عشق دل بسته  روزمرگی وترس دل کندن از دار وندارشان که زندگی ست آنان که انسان را به صلیب محبت  در جلجتای افراط وتفریط می کشاند آنان که نمی دانند عشق مرا عیسی وار عاشق صلیبش ساخت آنان که ندیدن گونه هایم خیس شبنم محبت خداست آغوش پروردگار باز باز است من هراس وار از این آنان وبشرهای ناباور در آرزوی رسیدنش می دوم آن جا که درد وجان کندن این سالها در آغوش او به لحظه  ای می مانند جایی زیستم که تفاله  های افکارشان را با بزرگترین درک آسمانی هم نمی توان پاک وزیبا ساخت

نازنین کوشکی مورخ ۱۱ /۲/۱۳۹۱ 

یاد اون مردا بخیر...

فاصله حرف تا عمل

فصل‌های پیش از این هم ابر داشت
بر کویرم بارشی بی‌صبر داشت

پیش از اینها آسمان گلپوش بود
پیش از اینها یار در آغوش بود

اینک اما عده‌ای آتش شدند
بعد کوچ کوه‌ها آرش شدند

از بلند از حلق آویزها
قلب‌های مانده در دهلیزها

بذرهایی ناشناس و گول و گند
از میان خاک و خون قد می‌کشند

بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند

عده‌ای حسن القضاء را دیده اند
عده‌ای را بنزها بلعیده اند

بزدلانی کز هراس ابتر شدند
از بسیجی‌ها بسیجی تر شدند

ای بی جان ها! دلم را بشنوید
اندکی از حاصلم را بشنوید

توچه می‌دانی تگرگ و برگ را
غرق خون خویش،‌ رقص مرگ را

تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست
بین ابروها رد قناسه چیست

تو چه می‌دانی سقوط “پاوه” را
“عاصمی” را “باکری” را “کاوه” ‌را

هیچ می دانی”مریوان” چیست؟‌ هان!
هیچ می‌دانی که “چمران” ‌کیست؟ هان!

ادامه نوشته

انسان

انسان


حیوان...

من می خواهم حیوان باشم


این شیرماده پس از شکار آهو متوجه می شود  شکارش باردار بوده است. سراسیمه می شود، نخست تلاش می کند  جنین آهو را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمی دارد. اما وقتی نمی تواند جنین را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز می کشد. عکاس بعداً پی می برد که شیر سکته کرده است!!!

بدون شرح ... ....  ........

تفکیک جنسی در دانشگاه های ایران (عکس خنده دار)

پاور پوینت

لینک دانلود پاور پوینت درس تغذیه اساسی 1(ترکیب بدن)

http://uplod.ir/c5jr32cbx24a/_____________________2_.pptx.htm

لینک دانلود پاور پوینت درس تغذیه اساسی 2(ویتامین ها)

http://uplod.ir/csrdfyqjvdwm/__________________.ppt.htm

  لینک دانلود پاور پوینت درس بهداشت عمومی (جلسه اول)

http://uplod.ir/gnaq9imxc992/_____________________.pptx.htm


شجاعت

در یکی از دبیرستان ها هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که

 ”شجاعت یعنی چه؟”

 محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود ”شجاعت یعنی این”

و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !

اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند .

فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟

دکتر علی شریعتی

مادر...

پول و عشق

یه شعر زیبا از استاد شهریار درباره مادر(البته با اجازه سجاد)


آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگیّ ما همه جا وول می خورد
هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم

***

هر روز می گذشت از این زیر پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز ما
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از این بغل کوچه می رود
چادر نماز فلفلی انداخته به سر
کفش چروک خورده و جوراب وصله دار
او فکر بچه هاست
هر جا شده هویج هم امروز می خرد
بیچاره پیرزن همه برف است کوچه ها

ادامه نوشته

قرارداد ترکمنچای...

قرارداد ترکمنچای


آیا می دانید قرارداد ترکمنچای یک قرارداد صد(100) ساله است ؟
و هم اکنون به پایان رسیده است و باید ایروان و نخجوان به ایران باز گردانده شود ؟
آیا می دانید ارمنستان هم اکنون باید جزوء مرز های ایران باشد ؟
آیا می دانید هفده شهر قفقاز باید دوباره به خاک های ایران باز گردد؟

تریبون آزاد


  سلام
موضوع این هفته تریبون آزاد ارتباط دختر و پسره.
تا پنجشنبه می تونید به ابراز ارا و نظرات خود بپردازید

قاصدک هان...

قاصدک! کاش نگویی که خبر یادت نیست...

قاصدک هان چه خبر آوردی ؟

از کجا وز که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی اما اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی

 

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

 

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

که دروغی تو، دروغ

که فریبی تو، فریب !

قاصدک

هان  ولی  آخر  ای وای

راستی آیا رفتی با باد ؟

با توام آی کجا رفتی ؟ آی !

 

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم

خردک شرری هست هنوز؟

 

قاصدک

ابر های همه عالم شب و روز

در دلم می گریند

                                                                                                             م.امید

 دانلود اجرای محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان

دانلود دکلمه با صدای اخوان ثالث

قلندارنه!!!


 

مـا باده می زنیم و شمــا دست می زنی؟
ای شیخ! گوشه ها به من مست می زنی

مخمور و بی طهارت و لاقید و بی نماز...
هر طعنه ای که باشد از این دست،می زنی

ما را مزن که خود به خفا می زنی و گاه
یک بست نیز صورت اگر بست، می زنی

تـــا گشتِ محتسب  برسد، از پی لگد-
حد نیز بهــر مست به پیوست می زنی

زیر قبای من به خدا جام باده نیست
بهر خدا ببین به کجا دست می زنی!

افراط باده نوشی مــــــا را به دل مگیر
توی سبــو هنوز کمی هست،می زنی؟!

داستان یک شعر آشنا

این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم
شعری زیبا از مهرداد اوستا :
 
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم
جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم
وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

 
 ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده.

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می‌شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می‌کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز  مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می‌بیند…
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می‌شود.
بله نامزد اوستا فرح دیبا بود ..
در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می‌شود . و در نامه ای از مهرداد اوستا می‌خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می‌سراید..
حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ….

مرغ افسانه ای!!!

عمرِ  دلِ خود تباه نتوانم کرد

در حقّ  وی اشتباه نتوانم کرد

با قلب ضعیف خویش ای مرغ عزیز!

بر قیمت تو نگاه نتوانم کرد!

ادامه نوشته

استاد و دانشجو

استاد سر کلاس گفت:
 
کسی خدا رو دیده؟                همه گفتند نه

کسی صدای خدا رو شنیده؟          همه گفتند نه

کسی خدا رو لمس کرده؟             همه گفتند نه

استاد گفت: پس خدا وجود نداره..

 

یکی از دانشجو ها از جا بلند شد و گفت:

 

کسی عقل استاد رو دیده؟          همه گفتند نه

کسی عقل استاد رو لمس کرده؟       همه گفتند نه

کسی صدای عقل استاد رو شنیده؟    همه گفتند نه

دانشجو گفت : پس استاد عقل نداره!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سوء تغذیه(بد خوراکی)

این اولین مطلب تغذیه ایی منه اما چرا الان؟!به دو دلیل:

چون یه مدت که استاد وبلاگ رو میخوند و باهاش واحد داشتیم دوست نداشتم که... به حساب بیاد. دلیل دومم اینه که الان کسی اصرار نکرده که چرا مطلب نمیذاری؟!

از ابتدا از همه دوستان عذر میخوام اگه تایپ یا ویرایش مطالب آن چنان علمی نیست.

فکر می کنید چه کسانی در دنیا از سوئ تغذیه رنج می برند؟به سختی به جواب فکر نکنید،شاید خود شما از سوء تغذیه رنج میبرید اما ایا واقعا این مطلب صحیح است؟!

آخرین آمار نشان می دهد بیش از یک میلیارد نفر در دنیا دچار سوء تغذیه ناشی از فقر مواد غذایی هستند.

شاخص گرسنگی جهان در سال 2010 نشان می دهد نشان می دهد که سوء تغذیه مهم ترین عمل افزایش گرسنگی در سراسر جهان است.

تحقیقات نشان می دهد تقریبا نیمی از جمعیت گرسنگان جهان را کودکان تشکیل می دهد.

کشورهای آفریقایی و کشور های واقع در جنوب اسیا بالاترین میزان گرسنگی در جهان را به خود اختصاص داده اند.

تعریف گرسنگی:سازمان غذا و کشاورزی((faoدریافت کم تر از هزار و 800 کالری در روز را گرسنگی تعریف می کند.این میزان کم ترین حجمی است که یک انسان باید غذا دریافت کند تا زندگی سالم و مولدی داشته باشد.

با وجود اینکه در بین سال های 1990_2006تعداد گرسنگان جهان در حال کاهش بود اما این روند در طی سال های گذشته روند معکوسی به خود گرفته است.در طی سال های اخیر تعداد افراد دچار سوء تغذیه در حال افزایش است،به طوری که در سال2009اطلاعات نشان می دهد که حدود یک میلیارد نفر در دنیا دچار سوء تغذیه هستند.

اما سوء تغذیه فقط به معنای گرسنگی نیست.پر خوری هم سوء تغذیه محسوب می شود.

در حال حاضر بیش از دو میلیارد نفر در جهان از مشکلات ناشی از پر خوری رنج می برند.

ادامه نوشته

واقعا از کدوم دسته ایم...

« آدم ها(در اینجا!) سه دسته اند.

دسته اول بلافاصله جوگیر می شوند.

دسته دوم گیر می دهند به دسته اول که چرا جو گیر شده اند.

دسته سوم گیر می دهند به دسته ی دوم که چرا به دسته ی اول گیر می دهند.

دسته چهارم گیر می دهند به دسته سوم که دسته ی دوم به شما چه

دسته پنجم که گیر می دهد به همه شان چرا به دسته های هم گیر می دهید.

دسته ششم به هیچ دسته ای کاری ندارند و هیچ کس به دسته شان هم نیست.

دسته هفتم کل این شش دسته را ول می کنند گیر می‌دهند که چرا اول گقتی آدم ها سه دسته‌اند.

دسته ی هشتم که از فرصت استفاده کرده و شروع می کنند آدم ها را دسته بندی کردن.

دسته نهم کسانی که دوست ندارند توی هیچ دسته ای باشند.

دسته ی دهم آدم هایی که دوست ندارند توی دسته نهم باشند»

                                                                                                  نیما دهقانی

کمی دروغ بگو پینوکیو

کمی دروغ بگو پینوکیو….
دروغ های تو قابل تحمل تر بود !
به خاطر کودکی بود و شیطنت …
به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی
که ببینی یک دروغ ،چه ها میکند !
این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود !
به بهای یک دل شکستن !
اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود !
این جا آدم ها دروغ های شاخ دار می گویند
بعد دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک می کنند !!!…….

یه اهنگ توپ تقدیم به همه

منو از من نرنجونم از این دنیا نترسونم                                                                                      تمام دل خوشی هامو به آغوش تو مدیونم

اگر دل سوخته ای عاشق مثل برگی نسوزونم                                                                          منو دریاب که دلتنگم مدارا کن که ویرونم

نیاد روزی که کم باشم از این دو سایه رو دیوار                                                                            به این زودی نگو دیره منو دست خدا نسپار

یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه من بود                                                                       به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود

پر از احساس آزادی نشسته کنج زندونم                                                                                   یه بغض کهنه که انگار میون ابر و بارونم

وجودم بی تو یخ بسته به طاق بسته زمستونم                                                                          منو مثل همون روزا با آغوشت بپوشونم

یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه من بود                                                            به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود

لینک دانلود : http://uplod.ir/8m09kc89t3bg/06-Nagoo_Bedroud____Exclusive_TS_.mp3.htm

تریبون آزاد

سلام اینجا تریبون آزاد بچه های سطح بالاست(بچه های تغذیه)حالا چرا سطح بالا؟!


 

چون یه وبلاگ داریم که گستردگی مطالبش اندازه یه انجمنه.

به احترام این بچه ها تمامی نظرات چه مربوط به بحث و چه نامربوط به بحث(البته توهین و حرف هایی که دلیلی بر توهین بودنش باشه با عرض معذرت پاکیده میشه)تایید میشه

موضوع این هفته که استثنا من انتخاب کردم دینه

در رابطه با موضوع هفته بعدم ،تا آخر هفته و از بین موضوعات پیشنهادی خوانندگان انتخاب میشه.

ثبت نام برای دوازدهمین کنگره تغذیه

با توجه به پیگیری های انجام شده تاش لرستان و موافقت ریاست دانشکده بهداشت و تغذیه با اعزام دانشجویانی که برای شرکت در دوازدهمین کنگره دوسالانه تغذیه در اصفهان ثبت نام کرده اند، از دانشجویانی که برای شرکت در این کنگره ثبت نام کرده اند تقاضا می شود حداکثر تا بیستم شهریورماه جهت هماهنگی های مربوط به اعزام و اسکان به یکی از طرق زیر اقدام نمایند:

۱- مراجعه به دفتر تاش

۲-ارسال نام، نام خانوادگی، شماره دانشجویی و شماره تلفن همراه خود به ایمیل تاش(tash.lorestan@yahoo.com)

به دلیل محدود بودن ظرفیت، اولویت با دانشجویانی است که زودتر اقدام نمایند.

پنجره

می دانی؟

یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشت شیشه افکارت

باید به خودت استراحت بدهی....

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند

                                                                                    زنده یاد حسین پناهی

دقت کردید...

دقت کردین لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری بر لومبورگینی نیست؟!

دقت کردین به این شعر که(( میازار موری که دانه کش است))؟!این شعر نشون می ده ما ایرانیها از قبل هم...آره؟!

دقت کردین یک سری کارای اداری هست که هیچ وقت لازم نیست خود آدم انجامشان بده!؟

اطرافیان زحمتش را می کشند،یکی ازاونا گرفتن و دیگری باطل کردن شناسنامس؟!

دقت کردین که حتی با خوابیدن آدم کار دارن؟!قبل 12 بخوابی میگن مرغی؟بعد12 میگن جغدی؟رأس 12 بخوابی

میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت؟!

دقت کردین تازه وقتی دعواتون با یکی تموم میشه تازه جوابای خوب به ذهنتون می رسه؟!

دقت کردین که هر معلمی که میومد سر کلاس میگفت شما بدترین کلاسی بودین که تا حالا داشتم؟!

دقت کردین شیرین ترین قسمت خواب اون پنج دقیقه بعد از آلارم موبایله؟!

دقت کردین بزرگترین دروغ پشت تلفن چیه؟...سلام برسون؟!

دقت کردین خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت می رسه که تو مجلس ختمی؟!

دقت کردین هر وقت کم میاریم یه جای دیگه رو نگاه میکنیم؟!

دقت کردین هیچ شامپویی بهتر از مایع ظرف شویی تو استخر با موهای آدم سازگاری نداره؟!

دقت کردین وقتی سر سفره نشستی به بقلیت میگی نمک بده اول واسه خودش می ریزه بعد میده به تو؟!

دقت کردین وقتی موبایلت زنگ میخوره همه گوشاشون تیز تیز میشه،اما وقتی تلفون خونه زنگ میخورههمه خودشون رو میزنن به کر بودن؟!

دقت کردین میشینی مثل اسب درس میخونی هیچ چی یادت نمیمونه اما تا یه چیزی تو برگه ی تقلبت می نویسی همش مو به مو یادت میاد؟!

دقت کردین هر وقت جوراب پاتونه دمپایی توالت خیسه؟!

دقت کردین هیچ لذتی مثل این نیست دو روز پیش تخمه خورده باشی امروز یکیش رو رو فرش پیدا کنی؟!

دقت کردین وقتی حوصله ات سر میره اولین جایی که میری سر یخچاله؟!

 

خاطرات بچگی...

مادر بزرگ


معمولا بچگی ها همش خاطرس حتی تلخی هاشی عذاب آورش

با یه خورده سانسور تقدیم به بچه هایی که به زور بزرگ شدن...

زمین پر از چسبیدن به تخت بی تخته

به کردن کلونازپام و خوردن شک هام

_((کجای بچگی ام را فرشته ها کردند...؟!))

سوال می شد از تک تک عروسک هام

کجای بچگی ام شیر خشک دولتی است؟!

کجاش در صف نان ایستاده با مادر؟!

کجاش شام نخورده به خواب خواهد رفت؟!

کجاش می دود از شوق دوست تا دم در؟!

کنار دختر همسایه خاله بازی کرد

پسر دو تکه شد و هر طرف به سویی رفت

یکیش گل زده شد در سه کنج دروازه

یکیش با مردی توی دستشویی رفت

تمام مدرسه با چوب،با شلنگ گریست

تمام مدرسه شب بود و زوزه ناظم

حدیث از که و متن شعار هفته چه بود؟

سکوت و صبر امام جواد یا کاظم؟!

فرار از همه ی جمع های در تقسیم

کتاب خواندن در خانه ای مقوایی

شبانه فکر شدن از کنار ممنوعه

به ترس تجربه کردن میان تنهایی

ادامه نوشته


دیگه نه خطِ قهوه ایی مانده . . . رویِ فنجان هایِ فال . . .
نه شعرِ حافظی که در جوابِ نیت هایِ پاک همه آدمها در آمده باشد . . . !
هر کدام از شعرها و خط ها . . .
گاهی آمدند . . . حالم را حسالی خوب کردند و . . .
گاهی . . . حسابی پریشانم کردند . . . !
ستاره هایِ رویِ آسمان که دیگر هیچ . . . حرفش را نزن . . . !
از تمامشان دلخورم . . . ! حتی همان ستاره قرمزِی که هر شب . . . کارش چشمک زدن در آن
بی نهایتِ سیاه است . . . !
شما هم که دیگر . . . . . . . . . . !
نمی دانم . . .
شاید دستی نا مریی . . . کوکِ گیتارِ اعصابتان را بر هم زده و . . . شاید دیگر . . . این سیم ها
برایِ نواختنِ ترانه هایتان . . . زیاد مناسب نیست . . . !!
آخر . . . دیگر خبری از شما نیست . . .
نه حرفیست . . .
نه بهانه ایی . . .
وقتی خیلی ها . . .
تمامِ بهانه ها را گرفتند و . . . گرفتنش برایِ من . . . خیلی سخت و دشوار شده . . . !
حرفی هم نمانده . . .
وقتی تمامِ حرف ها را . . . همه می زنند و . . . فرصتِ جواب به آدم نمیدهند . . .
و فقط رویِ دیوارِ کنارِ بقالیِ خانمان بزرگ می نویسند : رفتم . . .
و من . . . فقط می خوانم و . . . قلم می زنم . . . تک تکِ رفتن هایِ بی خداحافظی را . . . !

آرزو دارم بفهمی درد را....

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دوراندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو زودتر از من می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را....

برنامه کلاس های ترم جدید

ایام هفته         ساعت کلاس            نام درس و استاد مربوطه               شماره کلاس      تاریخ امتحان

شنبه                8_10                تغذیه اساسی1(دکتر فلاحی)              202            23/10

 

                     2_4                   شیمی و تجزیه مواد غذایی                  203            26/10

                                              (تئوری)(استاد حاتمی کیا)

                     4_6                   شیمی و تجزیه مواد غذایی                  219            26/10

                                             (عملی)(استاد حاتمی کیا)

--------------------------------------------------------------------------------------------------

یکشنبه            10_12                تغذیه اساسی2(استاد خسروی)             101            30/10

                    2_4                    اصول ایمونولوژی(استاد برزگر)                   202            2/11

--------------------------------------------------------------------------------------------------

دوشنبه            8_10                  بهداشت عمومی(استاد رئیسی)             205            16/10

                    10_12                آیین زندگی(استاد گراوند)                       203            4/11

                    4_6                    روش مطالعه(استاد قاضی زاده)              204           18/10

---------------------------------------------------------------------------------------------------

چهار شنبه        8_10                  میکروب شناسی مواد غذایی(تئوری)      204           20/10

                                             (استاد شکیب)

                    10_12               میکروب شناسی مواد غذایی(عملی)         213           13/10

                                            (استاد شکیب)

-------------------------------------------------------------------------------------------------

هم چنین ساعت و زمان امتحان درس کاربرد رایانه در علوم تغذیه که استاد این درس استاد درستی

هستن بعد از هماهنگی با استاد به اطلاعتون می رسه.

تریبون آزاد


ههمونطور که قبلن گفتم یکی از دلایل سرد بودن کلاس و عدم صمیمیت کافی بین همکلاس ها که تحمل کلاس و دانشگاه رو برای ما سخت کرده عدم شناخت ایده آل ها و فاصله ی فرهنگ های بین بچه هاست.یکی دیگه از دلایل هم توجه به دیگر افراد و توصیه ها و حرف های اوناست که به دلایلی دوست ندارن یا نمی خوان که کلاس ما به اون چیزی که استحقاقشو داره برسه. به نظر من ما برای اینکه بتونیم رابطه ای دوستانه داشته باشیم و بدونیم که چه رفتار هایی به این رابطه کمک میکنه باید با نظرات و تفکرات هم آشنا بشیم. به این خاطر و از اون جایی که جایی بهتر از وبلاگ برای این کار پیدا نمیشه و بعد از این که اکثریت و علل الخصوص خانم ها از صندلی داغ استقبال نکردن ،خواستم یه پیشنهاد بدم که هفته ای یکبار و پیرامون یه  موضوع که هفته قبل در وبلاگ مشخص می شه بحث و تبادل  نظر کنیم.که این کار(یعنی همون تریبون آزاد البته با یکم تغییر یکی از بهترین روش ها ست)که اگه همه همکاری کنن نه تنها باعث شناخت ما از همدیگه وعقاید همدیگه میشه بلکه  شاید باعث بشه یک سری از رفتارامون عوض بشه.چون همه چیز گفته میشه و نقد میشه و اگر هم کسی رفتای رو اشتباه بدونه اصلاح میشه(البته اگه قصدش رضایت دیگران باشه) البته احتمال داره استقبال همه رو به دنبال نداشته باشه ولی فکر می کنم با ادامه کار اشتیاق اون چند برابر بشه.(که سعی میشه به نظرات مختلف آزادی داده بشه که هر کس هم راضی نباشه بتونه به راحتی نقد کنه و به جای کنار کشیدن اصلاح کنه) امیدوارم استقبال همکلاسیا اینقد باشه که به اون دسته از افراد قصد ایجاد بی نظمی دارن اجازه داده نشه که به هدفشون برسن. روش کار هم به این صورته که هفته قبل 3 تا موضوع به رای گذاشته میشه و تا هفته بعد به رای خوانندگان وبلاگ یکی انتخاب میشه به مدت یک هفته همه میتونن عقاید و نظرات خودشون رو هرچی که هست پیرامون اون موضوع بیان کنن(که اگه این عقاید،عقاید شخصی و با نام شخص نویسنده باشه ما رو به هدف اصلیمون که شناخت عقاید همدیگس میرسونه)
ادامه نوشته

بودن...

تو که شکستی و شکست واسه من خواب تو...

تو و پشت منو و پشت هم خنجر نو...

بعد چند ماه سگی هنوز زخمت رو قلبه...

بعد این همه ماهم هنوز اون درد قلبه...

که مثل خوره می خوره روحمو تو تاریکی...

مثل جغد کوری که تو کوچه باریکی...

که تو بن بست تن تو خفه شدم...

قاطی بودمو با تو پاتی یه دفعه شدم...

مجنونی که گیتارشو با چش تو کوک کرد...

چقد شعر شدم برات با ردیف برگرد...

چقد ضجه مکیدم تو عالم مستی که...

که نرم تو خلا یادت و اینکه نیستی که...

بشیم نئشه از هم بذارم سر رو سینم...

بازم خیس شی با گریه های بی دلیلم...

بازم بغض تو گلوم ...بزنه چمبره...

بازم بخندی مثل همیشه بگی میگذره...

مثل غزل بشی اشکی بشی تو چشام...

دوباره مهدی موسوی بخونی برام...

هر دونه دونه خاک تنت واسم عزیز بود...

با اینکه رابطمون همیشه تو اوج و حضیض بود...

با اینکه تموم ثانیه ها با تو شکنجه...شدم

ولی وقتی نیستی این عمق رنجه...

که هستن از زیر بار معناییش خالی میشه...

سایه ثانیه های ساعت سالی میشه...

که پنجره ها از زخم تن تو شکستن...

که حنجره ها همه خفه شدن وبستن...

من ترسو تنها تو رو ترانه کردم...

صد بار قسم خوردم برنگردم...

ولی مگه میشه نمیشه تو خاکمی...

واسه تو دائم الاوضوم تو نمازمی...

واسه توه لامصب این پرپر زدن...

ببین روزی که جنازمو واست آوردن...

من تو این حجم کرخت بوندن میپوسم...

من از این  درد از این فاصله می سوزم...

من شکل توام پر چرک و خون آبم...

من تن زخمیه پلنگی که تو خوابم...

سخت است...

احمد شاملو


آن جا را نمی دانم اما،
اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی.
خدا مرا از بهشت راند، از زمین ترساند،
شما مرا از زمین راندید، از خدا ترساندید.
من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام که نه مرا از خویش می راند و نه از هیچ می ترساند.
سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می گیرد!