آينه...
ما خاطره آينه را تار نكرديم
با آينه مانند تو رفتار نكرديم
ما دست كسي، پاي كسي، فكر كسي را
زنداني انديشه بيمار نكرديم
يا مثل شما چهره آيينه خود را
محكوم نهانخانه زنگار نكرديم
عيبي اگر آيينه ز ما گفت، بجا گفت
ما مثل تو ايراد خود انكار نكرديم
ما خاطره آينه را تار نكرديم
با آينه مانند تو رفتار نكرديم
ما دست كسي، پاي كسي، فكر كسي را
زنداني انديشه بيمار نكرديم
يا مثل شما چهره آيينه خود را
محكوم نهانخانه زنگار نكرديم
عيبي اگر آيينه ز ما گفت، بجا گفت
ما مثل تو ايراد خود انكار نكرديم
غوغای روحانی نگر
سیلاب ربانی نگر
خورشید ربانی نگر
مستان سلامت میکنند

فقط یه چیز برنده همه هستن حالا که ما پیشیم و ایشاله برنده، بگم که خس و خاشاک نداریم و هر کی با هر رای و سلیقه ای عزیز و محترمه
زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست اضطراب و دیدن و نادیدن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است زندگی کوشش راهی شدن است از تماشاگه آغاز حیات... تا به جایی که... خدا می داند...
زندگی در جریان است!زندگی امتحان ریشه هاست...ریشه هرگز! در مسیر باد نیست!
برای روشنی است که می نویسم
اگر همیشه و همه جا
تاریک بود
هرگز نمی نوشتم.
دقت کردید بعضی استادا شبیه رونالدینهو هستن یه طرف رو دارن نگاه میکنن ها اما به یه طرف دیگه مثبت یا منفی میدن!؟!
یه جورایی end تکنیکن
(در ضمن رنگم حال کننننننن!!!!)
سكوت خطرناك تر از حرف هاي نيش دار است
بدون شك كسي كه سكوت مي كند
روزي حرف هايش را سرنوشت به شما خواهد گفت.
توی جالیز خود جا مانده ام
در کلاس کوچک آمادگی می گذارم
قلب خود را بی صدا
لا به لای لحظه های بی کسی
راه حل دوستی از حفظم است
جمع لبخند و دل و آیینه ها
مهربانی ضرب در چشمانمان
قلبها منهای بخش کینه ها
جزوه پروانه ها در دستم است
شعر گل را رونویسی می کنم
ابر را از آسمان کش می روم
در خیالم پنبه ریسی می کنم
یک سبد گل را تقلب می کنم
پشت گلها می نویسم آشتی
ناگهان دستی به پشتم می خورد
صفر اخراجی تقلب داشتی
یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم
گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم
خودبسازیم به هردردکه ازدوست رسد
بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم
جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم
شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم
وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق
جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم
یاورخویش بدانیم خدایاران را
جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنهاماند
طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان
با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم
یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم
وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم
پرپروانه شکستن هنرانسان نیست
گرشکستیم به غفلت من ومایی نکنیم
دوستداری نبود بندگی غیر خدا
بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم
مهربانی صفت بارزعشاق خداست
یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم
یه چیزی از کوچیکی ذهنم رو مشغول کرده...
اگر کفشای سیندرلا کاملا اندازش بود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چرا از پاش در اومده بود پس؟