هرگز از مرگ نهراسيده ام اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود هراس من باري‚همه از مردنِ در سرزميني ست‚ كه مزد گوركن از آزادي آدمي افزون باشد
جستن‚ يافتن و به اختيار برگزيدن و از خويشتنِ خويش بازويي پي افكندن اگر مرگ را‚از اين همه ارزشي بيشتر باشد حاشا‚ حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم احمد شاملو
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:53 توسط پوريا تندكار
|
سلام بچه ها به وبلاگ خودتون خوش اومديد ما اين وبلاگ رو براي دوستانه تر شدن جو كلاس ايجاد كردیم طرح هر موضوعي هم در اون آزاده اما سعي كنيد به اشخاص توهين نشود با تشكر از حضورتون در وبلاگ