کاش می شد ...


می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد


بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود


قضاوت ...

قبل از اینکه بخواهی در مورد من قضاوت کنی...
کفش های مرا بپوش و در راه من قدم بزن...
از خیابان ها،کوه ها و دشت هایی گذز کن که من گذر کردم...
اشک هایی را بریز که من ریختم...
دردها و خوشی های مرا تجربه کن...
سال هایی را بگذران که من گذراندم...
روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم...
دوبار و دوباره بر پاخیز و مجدادا در همان راه سخت قدم بزن....
همان طور که من انجام دادم...
بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی !...

محرم ...

اس ام اس ویژه ماه محرم


باز هم محرم و یک دنیا اشک و عشق و عبرت. باز هم کربلا و سرزمینی که تمام هستی
به گردش طواف می‌کنند و باز هم عاشورا و یک روز به وسعت تمام روزهای خدا.

به محرم که می‌رسی عاشورا را به یاد می‌آوری و حسین را، عباس را، اکبر را،
اصغر را، قاسم را و... زینب را.

به محرم که می‌رسی عطش را به یاد می‌آوری و رشادت را و شجاعت را و حمیت را و
ایثار را و شهادت را و ... اسارت را.

به محرم که می‌رسی روزهایت را همسایه‌ شیرمردان میدان کربلا و شب‌هایت را در
کنار خیمه‌های ذکر و مناجات و دعا باش تا همیشه کربلایی باشی.

به محرم که می‌رسی، سوگوار عزیز فاطمه می‌شوی و سینه‌زن و زنجیرزن ثارالله و
اشک برگونه‌هایت پرپر می‌شود.

به خود ببال که خدا خیرخواه توست، که صادق آل محمد می‌فرماید:
«من اراد الله به الخیر فقذف فی قلبه حب الحسین وحب زیارته»
«هر کس خدا برایش خیر بخواهد محبت حسین و شوق زیارت او را در دلش می‌گذارد.»

به خود ببال که عاشق و شیفته‌ حسینی و عشق به حسین خیمه‌ همیشه افراشته در جان
توست، خیمه ای به وسعت همه‌ هستی، خیمه‌ای به بلندای همه‌ آسمان‌ها و
کهکشان‌ها، با خوانی گسترده از عطش که تشنگی بشریت را خاتمه خواهد داد. هرگز
مباد بی این عشق زندگی کنیم و بی این محبت بمیریم.

مهریه ی زهرا

جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم

کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم

ایستاده است به تفسیر قیامت زینب

آن سوی واقعه پیداست، بیا تا برویم

خاک در خون خدا می شکفد، می بالد

آسمان غرق تماشاست، بیا تا برویم

تیغ در معرکه می افتد و برمی خیزد

رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر برگردیم

عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم

دست عباس به خونخواهی آب آمده است

آتش معرکه برپاست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان

راه ما از دل دریاست، بیا تا برویم

کاش، ای کاش! که دنیای عطش می فهمید:

آب، مهریه ی زهراست، بیا تا برویم

چیزی از راه نماندست، چرا برگردیم؟!

آخر راه همین جاست، بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر باز در این آمد و رفت

تا همین امشب و فرداست، بیا تا برویم

گرگ...


گفت دانايی که گرگی خيره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر



لاجرم جاريست پيکاری سترگ
روز و شب ما بين این انسان و گرگ


زور بازو چاره ی این گرگ نيست
صاحب انديشه داند ....
ادامه نوشته

رسم روزگار

از چوپانی پرسیدند: دنیا را توصیف کن.
گفت:
وقتی پشم گوسفندان را چیدم.
تنها چیری که دیدم ، یـــــــــــــک گله گــــــرگ بود

آرزوها

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه‌ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشم‌هایش تر شویم

کاش دلتنگ شقایق‌ها شویم
به نگاه سُرخشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می‌شویم
با خدای یاس‌ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله‌های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش مثل آب، مثل چشمه‌ سار
گونه نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از اینجا می‌رویم
کاش این پرواز را باور کنیم

کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب‌های نقره‌ای را نشکنیم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم‌های خفته را رنگی زنیم

کاش بین ساکنان شهر عشق
ردپای خویش را پیدا کنیم

کاش رسم دوستی را ساده‌تر
مهربان‌تر، آسمانی‌تر کنیم

کاش اشکی قلبمان را بشکند
با نگاه خسته‌ای ویران شویم

کاش وقتی آرزویی می‌کنیم
از دل شفافمان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف‌های قلبمان را بشنود

                    

                                      مریم حیدرزاده

مباهله و عظمت امام علی(ع)

روز مباهله روز مهمی است تاحدی که مأمون از امام رضا علیه السلام پرسید مهمترین آیه در مورد شأن امیر المومنین چیست ؟

حضرت فرمودند آیه مباهله

 در مورد این روز چقدر آشنایی داریم ؟

میتونین چند دقیقه وقت بذارین و متن زیر رو مطالعه کنید:

ادامه نوشته

شعور یک حیوان

آلوارو مونرو ماتادور

آلوارو مونرو ماتادور معروف اسپانیایى افتاد و گریه کرد
چون فهمید که حیوان نمى خواهد با او بجنگد
به نگاه معصوم این حیوان نگاه کنید
گاهی شعور یک حیوان بیشتر از بعضی انسانهاست .
ای کاش تمام کسانی که به جنگ دامن میزنند به اندازه این گاو شعور داشتن

افکار

افکار


فراق یار کجا و فراق یارانه

خبر رسید‌ که آمد به سر، گرانی‌ها

که کرد از سرِ مردم گذر ،گرانی‌ها

کناره کرد ز شهر و  ز ترس مسئولان

فرار کرد به کوه و کمر ،گرانی‌ها

دوباره مرغ نشان داد روی خوش ما را

رها شدیم از آن مایه سرگرانی‌ها

ز خواب ناز به ناگه  پریدم و دیدم

هنوز  بی‌حس و منگیم  در گرانی‌ها

وزیر خواست که اقدام عاجلی بکند

سه بار گفت ز جان: «مرگ بر گرانی‌ها!»

درآمد از کف بنده در‌آمد  و پر زد

که اینزمانه در آرد پدر ،گرانی‌ها

ز بانک و دوست بسی وام و قرض بستاندم

مگر کمی بشود بی اثر، گرانی‌ها

نه وام، چارۀ ما شد، نه وجهِ دستی ما

«کفاف کی دهد این باده‌ها به مستی ما؟!»

ادامه نوشته

عجیبه !!

همراه اول اس ام اس زده :
با ارسال یک پیامک بدون متن به 8040 عضو باشگاه هواداران پرسپولییس شوید و با هر برد پرسپولیس صاحب مکالمه و پیامک رایگان شوید...
خوب نمیخوایید مکالمه رایگان بدید چرا شرط های تخیلی میذارید.

مهربانی...

مهربانی

من خدا را در قلب کسانی دیدم
که بدون هیچ توقعی مهربانند

وسعت...

وسعت دنیای من

وسعت دنیای واقعی همین وسعت دنیای ذهن من است..

مثل دیوانه...

مثل دیوانه زل زدم به خودم
گریه هایم شبیه لبخند است
چقدَر شب رسیده تا مغزم
چقدَر روزهای ما گند است!
من که مفتم! اگرچه ارزانتر!!
راستی قیمت شما چند است؟!

از تو در حال منفجر شدنم
در سرم بمب ساعتی دارم
شب که خوابم نمی برد تا صبح
صبح، سردرد لعنتی دارم
همه از پشت خنجرم زده اند
دوستانی خجالتی دارم!!

قصّه ی عشق من به آدم ها
قصّه ی موریانه و چوب است
زندگی می کنم به خاطر مرگ
دست هایم به هیچ، مصلوب است!
قهوه و اشک... قهوه و سیگار...
راستی حال مادرت خوب است؟!

اوّل قصّه ات یکی بودم
بعد، آنکه نبود خواهم شد
گریه کردی و گریه خواهم کرد
دیر بودی و زود خواهم شد
مثل سیگار اوّلت هستم
تا ته ِ قصّه دود خواهم شد

ادامه نوشته

بهانه ات...

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا

گاهی غبار جاده ی لیلا کنی مرا

 

کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست

قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

 

پیش طبیب آمده ام درد می کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

 

من آمدم که این گره ها واشود، همین

اصلا بنا نبود ز سر واکنی مرا

 

حالا که فکر آخرتم را نمی کنم

حق می دهم که بنده ی دنیا کنی مرا

 

من سالهاست میوه ی خوبی نداده ام

وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا؟

 

آقا برای تو نه برای خودم بد است

هر هفته در گناه تماشا کنی مرا

 

من گم شدم تو آینه ای گم نمی شوی

وقتش شده بیایی و پیدا کنی مرا

 

این بار با نگاه کریمانه ات ببین

شایدغلام خانه ی زهرا (س) کنی مرا...

عرفه



ادامه نوشته

انسان شدن

حسین پناهی


ارغوانم انجاست...

ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟

من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است.
آه، اين سخت سياه
آنچنان نزديك است
كه چو بر ميكش از سينه نفس
نفسم را بر ميگرداند.
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي‌ماند.
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است.
نفسم ميگيرد
كه هوا هم اينجا زنداني است.

ادامه نوشته

از گربه‌های دانشگاهی تا نمره‌های ناپلئونی

این یک لغت‌نامه...ببخشید یک غلط‌نامه دانشجویی است؛ درست یا غلطش باشد با دانشجویانی که می‌خوانند و نظر می‌دهند.


دانشجو: صاحب آرزوهای بر باد رفته، بی خانمان، آس و پاس، کسی که تا صبح بیدار است و تا شب خواب. کسی که سر کلاس فقط چرت می زند، ساعتش را نگاه می کند و هر از گاهی با خمیازه می گوید: استاد خسته نباشید. کسی که هر ترم فقط 4 واحد پاس می کند آن هم ولولوژی.


جدید الورود:تازه نفس. گیج. کسی که به طور متناوب نسبت به آینده امیدوار و نا امید می شود. کسی که از استاد راهنمای خود سراغ سالن غذاخوری را می گیرد. صفر کیلومتر. کسی که چندان با حل المسائل ها آشنایی ندارد. کسی که سر همه کلاس ها حاضر می شود. کسی که هنوز با کاربردهای اصلی دانشگاه آشنا نیست. جدایی نادر از بی بی اش.

فارغ التحصیل:فسیل، استخدام رسمی شرکت ایران ول، کسی که نسبت به تمامی امراض واکسینه شده. عاقبت به خیر! بر باد رفته. از این جا رونده، از اونجا مونده. در حسرت اشتغال و ازدواج. کوله بار تجربه بر دوش. آینه عبرت پشت کنکوری ها. جایی برای پیرمردها نیست. 

شب امتحان: 
شبی که خرج زیراکس دانشجویان بالا می رود. شب توبه. شب می خواهم زنده بمانم. شبی که کاش هرگز صبح نشود. شبی که خواب در آن شب حرام است. شبی که به اندازه یک ترم می ارزد. شبی که همه آرزو می کنند در درازی به گیسوی یار ماند و به بلندی شب یلدا. توبه نصوح. 

پاس:
لغتی که آرزوی شماست تا پایان ترم در مورد تمامی دروس اخذ شده تان به کار ببرید. رفتاری که در هنگام ثبت نام و فارغ التحصیل شدن از مسئولین سر می زند. رفتاری که در فوتبال خوب محسوب می شود و در ادارات عرف. لغتی که شما را از مشروطی دور می کند. کلمه ای که از نظر زیبایی شناختی با بله عروس قابل مقایسه است. می خواهم زنده بمانم. 
ده: 
عددی منصوب به ناپلئون. گاهی وقت ها آرزوی خیلی هاست. تقریباً مساوی بیست. عددی که خیلی خیلی بزرگتر از 99/9 می باشد و اصلاً قابل مقایسه نیست. زیباترین عدد برای بسیاری از دانشجویان. عشق دانشجویان شب امتحانی. عدد اشک ها و لبخند ها.

گربه های دانشگاه: 
اولین فدائیان غذای سلف سرویس، موش آزمایشگاهی آشپز، کسی که بیشتر از خیلی از دانشجویان پسر سیبیل دارد، برای ورود به دانشگاه کنکور نداده است. دارنده phd در میان حیوانات. 


تقلب: چیزی که برایش تمام دستت را فدا می کنی، آنچه نیاز لباس به جیب و درز را بیش از پیش گوشزد می کند. جربزه سنج، پرنده کوچک خوشبختی، وجدان سنج مراقبان، معامله پایاپای با آبرو. بر باد رفته.

جزوه:چیزی که به قصد عمل خیر بین دانشجویان رد و بدل می شود. از نظر مشکل گشایی قابلیت رقابت با گره زدن سبزه در روز سیزده به در را دارد. دختران دم بخت آن را تمیز و خوش خط می نویسند. کسانی که به دنبال آن می روند توسط صاحب جزوه بلعیده می شوند. پس از خواندن بسوزان!