
دون ژوان در حقیقت مرد بسیار جذابی بوده که زنهای طبقه اشراف را اغوا می
کرد ، زندگی انها را به نابودی می کشاند و در نهایت نیز پدر انها را می کشت
. زنان قدرت مقاومت در برابر جذابیت مردانه او را نداشتند . تا اینکه یک
شب دون ژوان روح یکی از این پدرها را در گورستان می بینه و اون را برای شام
به خونه دعوت می کنه اما موقع خداحافظی روح پدر دست اون را می گیره و با
خودش به جهنم می بره . توی جهنم به اون می گن باید لباس دلقک ها را بپوشه .
دون ژوان اعتراض می کنه که من در زندگی زنان زیبای زیادی را از ان خود
کرده ام . چطور چنین چیزی از من می خواهی و شیطان بهش می گه اگر اسم یکی از
این زنان را بگی حرفت را قبول می کنم . زنان از جلوی چشم دون زوان رد می
شوند اما اون هیچ کدام را به خاطر ندارد ......
آیا شما یک دون ژوان یا قربانی دون ژوان بودین؟
دون ژوان ها کسانی هستند که در هر برهه از زندگی شان با چند جنس مخالف رابطه احساسی عمیق دارند و کیفیت و کمیت این جنس مخالف ها هیچ وقت ثابت نیست؛
یعنی هیچ جنس مخالفی در زندگی شان نیست که بتواند حضور دائمی داشته باشد.
با این حال آنها در یک روند شجاعانه از کسی می گذرند و به کسی دیگر می پیوندند؛ بدون آن که بدانند چرا!
این شجاعت و شهامت با سرعت سرسام آوری به سمت تنهایی در حرکت است و آنها در هر لحظه ممکن است ترک شوند و تنها بمانند.
وحشتی که هرگز دوست ندارند تجربه اش کنند. در حقیقت دون ژوان تحمل زندگی را ندارد و برای پر کردن این خلأ وحشی، به محض احساس تنهایی دست روی کس دیگری می گذارد.
این چرایی دون ژوانی است.
دون ژوان شما را بی خبر ترک می کند.
اصلاً نمی فهمی چه وقتی رفته که بخواهی جلویش را بگیری. التماس ها شروع می شود.
دون ژوان دوست دارد التماس بشنود.
چون می فهمد که تنها نیست و این التماس ها همیشه هست! پس لذت می برد.
جنس مخالف نمی داند که تنها چیزی که دون ژوان را می ترساند تنهایی است!
اگر جنس مخالف زرنگ باشد می تواند با تنها گذاشتن، دون ژوان را برای مدت
بیشتری داشته باشد! یعنی از خودش قدرت نشان دهد و دون ژوان را دوباره به
مبارزه بطلبددون ژوان زندگی روتینی ندارد.
و این زندگی برای هیچ کسی دوست داشتنی نیست.
شاید یکی از دلایلی که هر دون ژوانی قصد ترک کردن می گیرد این است که روش زندگی اش زیر سؤال می رود.او همیشه می گردد تا یک موافق پیدا کند، اما نکته غم انگیز این جاست که این موافق هم پیدا نمی شود.
شاید برای کسی که می خواهد با یک دون ژوان زندگی کند، تنها نکته ترسناک، عدم امنیت از فردای دون ژوان است.
آنها روش زندگی شان بر پایه ریسک و خطر بنا شده.آرزوهای عجیب و دور از دسترس دارند. که خیلی از آنها حتی مادی هم نیست.این
آرزوها برای کسی که زندگی روتین و امنی دارد، آرزوهای احمقانه، بچگانه و
سخیفی به شمار می آیند. اما برای دون ژوان فلسفه زندگی است