چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد
چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟
اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره
چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟
اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره
اري با تو هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي...
و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است.
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:22 توسط نازنين كوشكي
|